تبلیغات
دوست داشتن دلیل نمی خواد - تا شدم حلقه به گوش در میخانه عشق
دوست داشتن دلیل نمی خواد

تا شدم حلقه به گوش در میخانه عشق

چهارشنبه 12 فروردین 1388

مرا می بینی و هر دم زیادت می كنی دردم
ترا می بینم و میلم زیادت می شود هر دم
به سامانم نمی پرسی نمی دانم چه سر داری
به درمانم نمی كوشی نمی دانی مگر دردم
نه راهست این كه بگذاری مرا بر خاك و بگریزی
گذاری آر و بازم پرس تا خاك رهت گردم
ندارم دستت از دامن به جز در خاك و آندم هم
كه بر خاكم روان گردی بگیرد دامنت گردم
فرو رفت از غم عشقت دمم دم می دهی تا كی
دمار از من برآوردی نمی گویی بر آوردم
شبی دل را به تاریكی ز زلفت باز می جستم
رخت می دیدم و جامی هلالی باز می خوردم
كشیدم در برت ناگاه و شد در تاب گیسویت
نهادم بر لبت لب را و جان و دل فدا كردم
تو خوش می باش با حافظ برو گو خصم جان میده
چو گرمی از تو می بینم چه باك از خصم دم سردم

 

فاش می گویم و از گفته خود دلشادم
بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم
طایر گلشن قدسم چه دهم شرح فراق
كه در این دامگه حادثه چون افتادم
من ملك بودم و فردوس برین جایم بود
آدم آورد در این دیر خراب آبادم
سایه طوبی و دلجویی حور و لب حوض
به هوای سر كوی تو برفت از یادم
نیست بر لوح دلم جز الف قامت دوست
چه كنم حرف دگر یاد نداد استادم
كوكب بخت مرا هیچ منجم نشناخت
یا رب از مادر گیتی به چه طالع زادم
تا شدم حلقه به گوش در میخانه عشق
هر دم آید غمی از نو به مبارك بادم
می خورد خون دلم مردمك دیده سزاست
كه چرا دل به جگر گوشه مردم دادم
پاك كن چهره حافظ به سر زلف ز اشك
ورنه این سیل دمادم ببرد بنیادم

باتشکر از دوست خوبم

الهه  


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
نظرسنجی
    نظر شما در رابطه با چگونگی مطالب





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها